
من اگرعاشق نباشم از خودم سیرم
من اگر عاشق نباشم زود می میرم
سینه سردش پیش ماست
لبریز دردش پیش ماست
همسفر اتش کجاست
همسفر اتش کجاست
سفره ی دل خالی و بی روزی است
سینه ام محتاج اتش سوزی است
نازنین تو همرهی با راز داران می کنی ( ادامه )
اتشی را زیر خاکستر تو پنهان می کنی
من که خود درمعبد دلدادگان ایینه ام
تل خاکستر نمی خواهم درون سینه ام