
لحظه ی دیدار تو شد روز میلاد من
غیر تو هر نقش دیگر رفته از یاد من
تو می دونی زبون شاپرکها رو
تو می شناسی مسیر قاصدک ها رو
تو نقاش بال پروانه هایی
شکوه سبزه ها ازجنس گل هایی
تو از ایل و تبار نطفه ی نوری
برای بزم شبنم گل شیپوری ( ادامه )
برای دیدن تو هدیه ای قابل ندارم
به غیر از قلب عاشق تحفه ای دیگر ندارم
برای پر کشیدن شوق پروازم تو هستی
تویی که با نگاهت دروجودم ریشه بستی