دانلود آهنگ منت از حبیب به همراه متن ترانه

گر بخارد پشت من انگشت من
خم شود از بار منت پشت من
همتی کو تا نخارم پشت خویش
وارهم از منت انگشت خویش ( ادامه )

گر بخارد پشت من انگشت من
خم شود از بار منت پشت من
همتی کو تا نخارم پشت خویش
وارهم از منت انگشت خویش ( ادامه )

هر چقدر که در بُعد زمان سفر کنی و حالت از آدم های رفته زندگیت بد شود در عوض آدم هایی هستند که همه ی گذشته ی تلخ را با یک لبخندشان پشت سر می گذاری حضورشان بوی خوش عطر یاس، اصلا خود دوست داشتند … آدم های خوب زندگی، که محبت را سبد، سبد ارزانیت…
من می دونم که حرفات دروغه فریبه اون نگاه قشنگت فریبه دروغه تو می گفتی که با من می مونی که با من می خونی قصه عشق و رویا تمومش دروغه فریبه دروغ اما تو امروز دستات تو دست یار غریبست فردا می دونم چشمات اسیر چشمای مست هزار دیگست حرفات می دونم همش فریبه…
تو عشق خوب منی گل محبوب منی تو عزیز این دل پر آشوب منی تو عشق ناب منی همش تو خواب منی تو تنها مرهم این دلِ بی تاب منی تو رویای شبهای پر از سردرد منی تو گرمای این دلِ نحیف و سرد منی تو تنها همدم من تو تنها یار منی تو تنها…
غم میون دوتا چشمون قشنگت، لونه كردهشب رو موهای سیاهت، خونه كردهدوتا چشمون سیاهت، مث شبهای منهسیاهی های دو چشمت، مث غمهای منهوقتی بغض از مژه هام پایین میاد، بارون میشهسیل غم آبادیمْ، ویرونه كردهوقتی با من می مونی، تنهاییمْ باد میبرهدو تا چشمام بارون شبونه كردهبهار از دستای من پر زد و رفتگل یخ…
براي تـــو مينويـسم : سهم من که نيستي … سهم قصه من بمان سهم فکر من … سهم عاشقانه هاي من … سهم خواب دست هاي من بمان از کنار من, که رفته اي از خيال من مرو! سهم من که نيستي سهم من که نميشوي … سهم دفترم … سهم واژه هاي من … سهم…
رستنیها کم نیست من و تو کم بودیم خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم گفتنیها کم نیست من و تو کم گفتیم مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین درهم و برهم گفتیم دیدنیها کم نیست من و تو کم دیدیم بیسبب از پاییز جای میلاد اقاقیها را پرسیدیم چیدنیها کم نیست…