می خوانمت به نام سزاوار دیگری

اشعار عاشقانه

می خوانمت به نام سزاوار دیگری
ای آنکه از حریم تکلم فراتری
می آیی و به وزن صداقت برای عشق
صدها غزل، شقایق آبی می آوری
بر عجز ناتمام افقهای شبزده
اعجاز پر فروغ طلوع مکرری
تو قبله گاه باور چندین طلوع سبز
معبود بی نیاز هزاران صنوبری
می خوانمت به نام غریبه به نام خویش
می خوانمت به نام سزاوار دیگری…!

به این پست امتیاز دهید.
رای اولی باش

ghonahkar

bo2bo3.com

It is never too late to be what you might have been