دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

دانلود موزیک های جدید ایرانی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷
دانلود آهنگ جدید یغما گلرویی به نام شعر رهایی
یغما گلرویی - شهر رهایی
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دلت میاد
یوسف زمانی - دلت میاد
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام نامه
یوسف زمانی - نامه
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام گمشده
یوسف زمانی - گمشده
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مرتضی پاشایی
یوسف زمانی - مرتضی پاشایی
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام وای دلم رفت
یوسف زمانی - وای دلم رفت
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دلگیر نشو
یوسف زمانی - دلگیر نشو

جای تو خالیست – عاشقانه ها

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۷

جای تو خالیست

برخیز که غیر از تو مرا دادرسی نیست 
گویی همه خوابند، کسی را به کسی نیست 

آزادی و پرواز از آن خاک به این خاک 
جز رنج سفر از قفسی تا قفسی نیست 

این قافله از قافله سالار خراب است 
اینجا خبر از پیش رو و باز پسی نیست 

تا آینه رفتم که بگیرم خبر از خویش 
دیدم که در آن آینه هم جز تو کسی نیست 

من در پی خویشم، به تو بر می‌خورم اما 
آن‌سان شده‌ام گم که به من دسترسی نیست 

آن کهنه درختم که تنم زخمی برف است 
حیثیت این باغ منم، خار و خسی نیست 

امروز که محتاج توام، جای تو خالی است 
فردا که می‌آیی به سراغم نفسی نیست 

در عشق خوشا مرگ که این بودن ناب است 
وقتی همه‌ی بودن ما جز هوسی نیست 

هوشنگ ابتهاج

پرواز درخت دوری عشق مرگ

اشعار فریدون مشیری – پرواز

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۱۲ بهمن ۱۳۹۳

پرواز میکردیم
بالای سر خورشید
در آبی گسترده می تابید
بیدار روشن پاک
پایین سراسر کوه بود کوه بود کوه
با صخره های سرکشیده تا پرند ابر
با کام خشک دره های تنگ
افسرده در آن نعره تندر
افتاد ه در آن لرزه کولاک
من در کنار پنجره خاموش
پیشانی داغم به روی شیشه نمناک
با کوه حرفی داشتم از دور
ای سنگ تا خورشید بالیده
ای بندی هرگز ننالیده
پیشانیت ایوان صحراها و دریاها
دیروزها از آن ستیغ سربلندت همچنان پیدا
خود را کجاها می کشانی سوی بالاها و بالاها
با چشم بیزار از تماشا ها
ای چهره برتافته از خلق
ای دامن برداشته از خاک
ای کوه
ای غمناک
پرواز می کردیم
بالای سر خورشید
در آبی گسترده می تابید
بیدار روشن پاک
من در کنار پنجره خاموش
در خود فرو افتاده چون آواری از اندوه
سنگ صبور قصه ها و غصه ها چون کوه
جان در گریز از اینهمه بیهوده فرسودن
در آرزوی یک نفس
زین خاک در خون دست و پا گم کرده
دور و دورتر بودن
با خویش می گفتم
ایکاش این سیمرغ سنگین بال
تا جاودان می راند در افلاک



دسته بندی