اعلانی در حال حاظر وجود ندارد!

  با دل من این ندیده وفا این نکرده خطا از برای خدا یار من تو مهربان شو تا که خدا عشق و مهر و وفا هدیه کرده به ما در زمانه مرا همدم و هم آشیان شو بیا که به زاری چو ابر بهاری بگریم و دامان تو بگیرم اگر چه که یک دم […]

  درد جانسوز مرا پروانه کی داند ز چیست؟ او بپای شمع می سوزد مرا این وصل نیست به سوز و درد عاشقان به رنگ زرد عاشقان تو را قسم تا هستم با دلم مهربان شو یکدل و یکزبان شو الهی! کسی همچو من عاشق یار عاشق کش بیوفا نشود الهی! کسی چون من مبتلا […]

  یاران مهربان دیروز و امروز من برای تک تک شما تبریک نوروز من در این سرای غربت دلی پر از محبت برای تک تک شما داره امید عزت من عاشق ایران و ایرانیم برای خاکم یه قربانیم من با شما جون می گیرم سر وسامون می گیرم از گل احساس شما عطر فراوون می […]

  بیا بی تو عزیزم دل من غصه داره نمی خوام تو بدونی نگاهم گریه داره م‍‍ُردم از درد دوری عشق و رنج صبوری کی میشه این زندونی رها بشه یه جوری وای چه زندونی امان از درد دوری دلا تا کی صبوری دلا تا کی بنالم نمی پرسی از حالم دل خون خون خون […]

  حالا که روزگار دل ما را شکست با این سرکش مست دیگه چه میشه کرد وقتی سرنوشت خودش اونه نوشت با تقدیری که هست دیگه چه میشه کرد شب تو سرای سینه دیونه داری کردم توی این همه هیاهو خودم را یاری کردم نشستم و نشستم آبرو داری کردم به عشق دیدن تو لحظه […]

  دیونه خاکت منم عاشق دل پاکت منم با تو عجین روح وتنم ای وطن بی تو سرا پایم غمه هر لحظه ام یه ماتمه هر چی بگم بازم کمه وطن مسافرهای خوشبخت کبوتر های آزاد زندگیم تو سینه دیگه شده یه فریاد منو با خود ببرید تو اون دیار با عشق یارآتیش به جونم […]

  تو جاده عشق تو افتاده دلم بخوای نخوای تن به سفر داده دلم اگه توی جاده مه باشه تو راه هزار گره باشه بجای قصر نور یه کلبه توی ده باشه تو جاده عشق تو افتاده دلم بخوای نخوای تن به سفر داده دلم تو گرمای تابستون زیر برف زمستون از جنگلهای بی عابر […]

  میون دو تا عاشق هزاران کوه و دره واسه غریب و آشنا شده دلم یه ذره تو ای خدای عالم برات کاری نداره که من عزیز خود رو ببینمش دوباره تو ای خدای عالم برات کاری نداره رسد عاشق به معشوق فقط با یک اشاره برات کاری نداره نگو نگو خدایا بنده نا سپاسم […]

  خدایا من همون در به در دشت جنونم همون دیونه عاشق بی نام ونشونم خدایا مردم از چشم انتظاری ندارم طاقت دیونه داری گردش زمانه اگر برده از دل تو دگر یاد یادگار مرا وای بر من آه اگر به بوسه عشق بر نداری از رخ من اشک انتظار مرا وای بر من خدایا […]

  پلّه پلّه تا ملاقات خدا می روم بی تحمّل سوی عرش کبریا می روم از برکت نور عشق ببین تا کجا، تا کجا ، تا کجا می‌روم باد صبا که می‌شود هر نفسش مشک‌فشان حکایت از عشق کند آورد از دوست نشان عطر گلستان و چمن پر شده در خیال من مستی عارفانه‌ای ست […]

در حال جستجو در سایت . . .