دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

دانلود موزیک های جدید ایرانی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
یکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۸
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام فول نایس
علیرضا روزگار - فول نایس
دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش به نام دریا
مسیح و آرش - دریا

جای خالی سلوچ – محمود دولت آبادی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : چهارشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۸

محمود دولت آبادی از نویسندگان معاصر و مشهور ایرانی است

که تاکنون بسیاری از  آثار او در ایران

و سایر نقاط جهان به چاپ رسیده است

 

کلیدر،‌ سلوک، کلنل، جای خالی سلوچ، روزگارسپری شده مردم سالخورده، 

نون نوشتن و بنی آدم، تنها نمونه هایی از آنها هستند

رمان بلند کلیدر را می‌توان مشهورترین اثر دولت‌ آبادی دانست

فضای رمان واقع‌گرایانه و رئالیستی است و نثر دولت‌ آبادی در این رمان

به‌ گونه‌ای است که یادآور ادبیات کهن می باشد که

 به زبان‌های آلمانی، فرانسوی، ایتالیایی، انگلیسی، کُردی و هلندی ترجمه شده است

محمود دولت‌ آبادی در سال  ۲۰۱۳برگزیده جایزه ادبی یان میخالسکی سوئیس شد

همچنین در سال ۲۰۱۴جایزه شوالیه ادب و هنر فرانسه

 توسط سفیر دولت فرانسه در تهران

و در محل رزیدانس سفارت فرانسه به محمود دولت‌ آبادی اهدا شد

 

کتاب جای خالی سلوچ نوشته محمود دولت آبادی دومین رمان

این نویسنده بزرگ و خوش قلم معاصر است

محل وقوع داستان، روستای زمینج است، روستایی کویری با مردمی فقیر

شخصیت‌های اصلی داستان خانواده‌ی سلوچ هستند

این کتاب روایت زندگی زنی روستایی به نام مرگان است که سه فرزند دارد

یک روز صبح که از خواب بیدار می‌شود

 متوجه می‌شود که شوهرش سلوچ بی‌خبر آنان را ترک کرده است

از این پس که او، وارث دو پسر به نام‌های عباس و ابراو 

و یک دختر حدودآ ۱۲ ساله به نام هاجر

و مقداری بدهی باقی مانده از شوهرش است

مبارزه و کشمکشی فوق العاده دشوار توآم با فقر شدید مالی

 را برای بقا و ادامه حیات خانواده اش آغاز می‌کند

مبارزه‌ای که داستان جای خالی سُلوچ را شکل می‌دهد

در این رمان چهره زشت فقر به تصویر کشیده است

نویسنده با زبان قدیم مردم خراسان، زبان محلی مردم سبزوار

این داستان را روایت کرده است

 

چند سطر از کتاب:

از یک جایی به بعد

آدم

آرام می گیرد

بزرگ می شود

بالغ می شود

و

پای تمام اشتباهاتش می ایستد

 سنگینی تصمیمی که گرفته را گردن دیگری نمی اندازد

 دنبال مقصر نمی گردد

 قبول می کند گذشته اش را

انکار نمی کند آن را، نادیده اش نمی گیرد، حذفش نمی کند

اجازه می دهد هرچه هست، هرچه بوده در همان گذشته بماند

حالا باید آینده را بسازد

از نوع به نوعی دیگر

یاد می گیرد

زندگی یک موهبت است، غنیمت است، نعمت است

قدرش را بداند و آن را فدای آدمهای بی مقدار نکند…

 

 نام کتاب: جای خالی سُلوچ

 نام نویسنده: محمود دولت آبادی

 ناشر: نشر چشمه

2 views مشاهده

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸

سلسله موی دوست حلقه دام بلاست

هر که در این حلقه نیست فارغ از این ماجراست

گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ

دیدن او یک نظر صد چو منش خونبهاست

گر برود جان ما در طلب وصل دوست

حیف نباشد که دوست دوست‌تر از جان ماست

دعوی عشاق را شرع نخواهد بیان

گونه زردش دلیل ناله زارش گواست

مایه پرهیزگار قوت صبر است و عقل

عقل گرفتار عشق صبر زبون هواست

دلشده پایبند گردن جان در کمند

زهره گفتار نه کاین چه سبب وان چراست

مالک ملک وجود حاکم رد و قبول

هر چه کند جور نیست ور تو بنالی جفاست

تیغ برآر از نیام زهر برافکن به جام

کز قبل ما قبول وز طرف ما رضاست

گر بنوازی به لطف ور بگدازی به قهر

حکم تو بر من روان زجر تو بر من رواست

هر که به جور رقیب یا به جفای حبیب

عهد فرامش کند مدعی بی‌وفاست

سعدی از اخلاق دوست هر چه برآید نکوست

گو همه دشنام گو کز لب شیرین دعاست

 

 اینجا کلیک کنید.

 سلسله مو/ محمدرضا شجریان

3 views مشاهده

زندگینامه اوحدی مراغه ای

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۲۸ تیر ۱۳۹۸

رکن الدین اوحدی مراغه ای عارف و شاعر

پارسی گوی ایران در قرن هشتم هجری و اهل مراغه است

 پدرش از اهالی اصفهان بود و خود او نیز مدتی در اصفهان اقامت داشت

 بنابر این نامش اوحدی اصفهانی نیز ذکر شده است

او علاقه زیادی به تصوف و عرفان داشت

و از پیروان ابوحامد اوحد الدّین احمد کرمانی از عرفای معروف بوده

و تخلص خود را نیز از نام وی گرفته است

اوحدی معاصر ایلخان مغول سلطان ابوسعید بود و آرامگاه او در مراغه است

هم اکنون یک موزه دائمی در مقبره اوحدی در مراغه دایر می‌باشد

دانشنامه بزرگ اسلامی در پیرامون مذهب او چنین آورده است:

دربارهٔ مذهب اوحدی مطلبی به صراحت بیان نشده‌ است

 ولی در دیوان او اشاراتی هست که از اعتقاد وی به تشیع حکایت می‌کند

از جمله:

چندین بار از علی (ع)، حسین (ع)، رضا (ع) و مهدی (ع) یاد کرده‌است…

اشعار اوحدی مراغه‌ای از ابتدا مورد توجه بوده

و تعداد آنها به ۱۴٫۷۲۹ بیت می‌رسد

از آثار اوحدی دست ‌نویس‌های بسیاری به جا مانده ‌است

دیوان که شامل : 

قصاید، غزلیات، ترکیبات، ترجیعات و رباعیات است

جام جم که شامل : 

مثنوی‌های اوحدی است

منطق العشاق، یا ده نامه، محبت‌نامه که شامل : 

نامه‌هایی عاشقانه که میان عاشق و معشوق رد و بدل می‌ شده‌ است

اوحدی مراغه‌ای سه غزل به عنوان زبان اصفهان دارد

که جزو فهلویات شناخته می‌شود

 

دیم تو خورد و چشم مو تر 

هشکش ویکر وان خوزارو

واتت که سر فلا کروهینی تو ساعتی 

کین آه سوته دل بهر چه تو وات ایستاده بو

 

در کنار مقبره اوحدی موزه اوحدی واقع گردیده ‌است

این موزه به علت اینکه شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول

مقر حکومتی و پایتخت آنان بوده‌ است

عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص داده ‌است

اشیاء موجود در این موزه شامل : 

ظروف سفالی، سکه، کتابت، ظروف مفرغی، شیشه

 که کتیبه‌های باقی‌ مانده از رصد خانه و سنگ قبور

مربوط به دوران اسلامی است

 

در بند غم عشق تو بسيار کسانند

تنها نه منم خود، که درين غصه بسانند

در خاک به اميد تو خلقيست نشسته

يک روز برون آی و ببين تا به چه سانند

عشاق تو در پيش گرفتند بيابان

کان طايفه ده را پس ازين هيچ کسانند

کو محرم رازی که اسيران محبت

حالی بنويسند و سلامی برسانند

 

3 views مشاهده

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو – حافظ

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۸

مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو

جهان بس فتنه خواهد دید از آن چشم و از آن ابرو

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی

نگارین گلشنش روی است و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش

که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم

هزاران گونه پیغام است و حاجب در میان ابرو

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست

که بر طرف سمن زارش همی‌گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی

که این را این چنین چشم است و آن را آن چنان ابرو

تو کافردل نمی‌بندی نقاب زلف و می‌ترسم

که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری

به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو

 

 اینجا کلیک کنید.

 کمان ابرو/ علیرضا افتخاری

7 views مشاهده

انسانها – علی شریعتی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۱۶ تیر ۱۳۹۸

علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

آنانی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده ی آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است

تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند

بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند

آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان

خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌ اند

بی شخصیت‌اند و بی اعتبار

هرگز به چشم نمی‌آیند

مرده و زنده‌ اشان یکی است

آنانی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند

آدمهای معتبر و با شخصیت

کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند

و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند

کسانی که هماره به خاطر ما می‌مانند

دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم

 

آنانی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند

شگفت انگیز ترین آدمها

در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند

که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم

اما وقتی که از پیش ما می روند

نرم نرم، آهسته آهسته درک می‌کنیم

باز می‌شناسیم

می فهمیم که آنان چه بودند

چه می گفتند و چه می خواستند

ما همیشه عاشق این آدمها هستیم 

هزار حرف داریم برایشان

اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند

اختیار از ما سلب می‌شود

سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم

و درست در زمانی که می‌روند

یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم

شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما

به تعداد انگشتان دست هم نرسد

 

3 views مشاهده

زندگینامه ی رابیندرانات تاگور

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۸

رابیندرانات تاگور شاعر، متفکر و نابغه ی هندی درششم ماه مه سال ۱۸۶۱

درشهر کلکته درخانواده مهاراجه ای ثروتمند متولد گردید  

درآغاز قرن نوزدهم مرد متفکری به نام راجا را موهان روی 

نهضت تازه ای در ادب و فلسفه بنیاد نهاد نهضتی که عظمت آن را

هیچ مرد متفکر اروپایی نمی تواند دریابد و همین نهضت بود که

صد سال بعد توانست هندی آزاد ومستقل به وجود آورد

تاگور از پیروان شایسته این نهضت عظیم بود

 

او از محیط مدرسه و معلمین خصوصی تنها توانست قواعد علوم و زبان را فراگیرد

و تفکرات تنهایی او، وی را بر کرسی افتخار قرار داد

مادر و برادر بزرگش نیز از استعداد فهم زبان و فلسفه ومنطق برخوردار بودند

ومشوق او در دانش اندوزی بودند و بحث های پرشور آنان

پایه فهم عمیق و جهان بینی شگفت آوری شد که نام وی را جاودان ساخت

رابیندرانات تاگور کار ادبی خود را درسال ۱۸۷۶ با سرودن

اشعار غنایی آغاز کرد

وی در بیستم سپتامبر ۱۸۷۷میلادی برای تحصیل حقوق عازم لندن گردید

اما حقوق هرگز نمی توانست روح نوجو و فیاض وی را قانع کند

از این رو پس از یک سال به زادگاه خویش بازگشت و در نهضت پر دامنه ای

که در تمام زمینه های زیست ، اقتصاد ، سیاست و فرهنگ و فلسفه

در این کشور و خصوصاً در ایالت بنگال به حد عصیان رسیده بود

نقش حساسی را به عهده گرفت

و دومین اثر خود را که حاوی افکار مختلف او بود

در قالب ترانه هایی لطیف و پرشور منتشر کرد

دراین اشعار زیبایی، عظمت و روح مبارزه جویی همه یک جا گرد آمده

و نمایشگر عالی ترین عواطف بشری و تلاش مقدس انسان برای زیستن بود

آثار اولیه ی وی تقلیدی از شعرای بزرگ هندی بود که با مایه ای از

فولکلور چاشنی خورده بود

لیکن درسال ۱۸۷۸ منظومه های ترانه های آفتاب و سرودهای شبانه

که حاوی ایده های انسانی و بزرگی بودند انتشار یافت

انتشار آنها در سراسر هندوستان وی را به عنوان یک شاعر بزرگ معرفی کرد

 

تاگور درسال ۱۸۸۴ طی یک ماجرای پرشور عاشقانه ازدواج کرد

و در آرامش و تنهایی مطلق به تفکر و تحریر و سرودن ترانه های جاویدان

و مطالعه برای ایجاد مکتب تربیتی نوین مبتنی بر

سنن ارزنده ملت هند پرداخت

دراین زمان مدرسه نمونه ای به نام سنگر صلح با هزینه ی خود تأسیس کرد

و اصول و عقاید تربیتی خود را درآنجا به کار بست که

متضمن نتایج درخشانی برای وی بود  

این مدرسه بعدها به صورت یک کانون آموزش جهانی شناخته شد

او در این دوران با زندگی مردم عادی با دردها و رنج ها

با گرسنگی و فقر و مرض آشنا شد

او ملت واقعی هند را شناخت و به ترسیم چهره آنان پرداخت

رخساره زرد و نحیف زنان، شکم های آماس کرده ی کودکان

و دست های پینه بسته ی مردان دهقان که هیچگاه شکم خود را سیر ندیده بودند

تاگور با مفهوم واقعی کار آشنا شد و از آن پس قهرمانان او

به جای روسپی های بزک کرده کاخهای اشرافی که در قصرهای مجلل

با استخرهایی از کاشی های چین و روم زندگی می کردند

 به ترسیم سیمای واقعی ملت هند پرداخت

شعر او مرثیه مرگ کودکان گرسنه و ترانه های او نمایشگر

اندوه زنان رنجدیده ی دهقان بود

او بهترین آثار خود را در این دوران به وجود آورد  

داستانهای هیجان انگیزی به رشته تحریر کشید و نمایشنامه های کم نظیری نگاشت

که از میان آنها باغبان و سنگ های گرسنه، امید دهقان،  مهتاب درخشنده 

را می توان نام برد

 

درسال ۱۹۱۰ ابتدا زن محبوبش و پس از آن دخترش و سه ماه بعد پسر کوچکش

یکی پس از دیگری در ظرف یک سال جان سپردند

این وقایع ضربه ی هولناکی به روح حساس تاگور وارد کرد تا جایی که

کنترل اعصاب خود را تا حدی از دست داد

درسال ۱۹۱۱ برای معالجه به انگلستان رفت و در این سال ترجمه ی انگلیسی

اشعار او به نام  آوازهایی از قربانی، چیستان جالی و مرگ امید

مورد استقبال کم نظیری قرارگرفت

و جوامع انگلیسی زبان یک شاعر بزرگ از مشرق زمین را

مورد تجلیل شایسته ای قرار دادند

اشعار تاگور به اغلب زبان های اروپایی ترجمه شده و در سال ۱۹۱۳

به عنوان اولین هنرمند از آسیا جایزه نوبل گرفت

 شخصیت تاگور کاملاً در آثار او متجلی است

او به عنوان یک هنرمند رسالت خود را می شناخت و همیشه آماده ی مبارزه

با بیداد و ظلم و شقاوت بود و مبارزه پی گیر و بی امانی را علیه

ناسیونالیسم آلمان و رژیم نازی آغاز نمود

 

تاگور پس از مرگ زن و فرزندانش به مسافرت پرداخت و از کلیه ی 

کشورهای اروپایی ، چین ، آمریکا ، اتحاد جماهیر شوروی ، ایران 

آمریکای جنوبی و کانادا دیدن کرد

 تاگور در ۶۸ سالگی به آموختن نقاشی پرداخت و نمایشگاه آثار نقاشی او

در مونیخ ، پاریس ، برلین ، نیویورک و مسکو مورد توجه قرارگرفت

وی در آهنگسازی نیز دست داشت و برای اغلب ترانه ها ی خود

آهنگ های جالبی ساخته است

تاگور بیش از شصت جلد از آثار منظوم خود را منتشر نمود و

داستانهای بزرگ ، مقالات ، نمایشنامه های او به اغلب

زبانهای زنده ی دنیا ترجمه شده است

ازآثار جاویدان رابیندرانات تاگور می توان

سلطان قصر سیاه ، میوه جمع کن ، اشعارخیبر،

رشته های گسسته ، نامه هایی به یک دوست ، پیوند آدمی ،

مذهب بشر، شخصیت ، نکاتی از بنگال، هدیه عاشق

و چیترا را نام برد

سرانجام تاگور درهفتم اوت ۱۹۴۱ در شهر کلکته در۸۰ سالگی درگذشت

 

 

3 views مشاهده


دسته بندی