دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

دانلود موزیک های جدید ایرانی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
چهارشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۸
فرزاد فرزین - خرابش کردی
حامد زمانی - دلارام
حمید هیراد - کدئین
سیروان خسروی - جای من نیستی
سیروان خسروی - اینم میگذره
دانلود آهنگ جدید علیرضا روزگار به نام فول نایس
علیرضا روزگار - فول نایس
دانلود آهنگ جدید مسیح و آرش به نام دریا
مسیح و آرش - دریا

زندگینامه خاقانی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۴ خرداد ۱۳۹۸

خاقانی شروانی از بزرگترین قصیده سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی

در قرن ششم هجری بشمار می آید

افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شَروانی متخلص به خاقانی 

در سال ۵۲۰ قمری در شهر شروان به دنیا آمد

پـدرش نجار و مادرش که در اصـل کنیزکی نسطـوری بوده

گویا پیشۀ طباخی یا بافنـدگی داشته اسـت

پـدرش او را در کـودکی ظاهرا به علـت فقـر به بـرادرش

کافی الدین سپرد و او سرپرستی برادر زاده را بر عهده گرفت

کافی الدین طبیب و فیلسوف بود و خاقانی

در نزد او انواع علوم ادبی و حکمی را فرا گرفت

مرگ کافی الـدین از تلخ ترین سـوانح زندگانی خاقانی بـود

که در بیست و پنج سالگی او روی داد

از دیگر حوادث تلخ روزگار او می تـوان به مرگ

وحیـد الـدین پسرعموی فاضل او اشاره کرد

 وحیدالدین در پرورش علمی خاقانی تأثیری خاص داشت

و سوگ او بر جان خاقانی گران آمد

اما تلخ ترین حادثه زندگی وی مرگ جوان بیست سالۀ او

به نام رشید بود که او را سخت غمناک کرد

خاقانی در پی آن قصاید سوزناکی در مرثیۀ او سرود

دو رخداد مهم که در تکوین شخصیت روحی و شعر خاقانی

تاثیری بسزا داشت دو سفر او به خانه خداست

خاقانی شاعری اهل سیاحت بود و در سفرهای خود ازشهرهای

بغـداد و کوفه و مدائن و ری و اصفهان و همدان و شام و موصل و ارمنستان

 آن روزگار گذشت و در هر شهری با عالمان و شاعران و بزرگان آن دیـدار کرد

خاقانی چندی نیز در خدمت ابوالعلاء گنجه‌ای شاعر بزرگ

معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به سر می‌برد 

کسب فنون شاعری کرد

پس از آنکه ابوالعلاء وی را بخدمت خاقان منوچهر شروانشاه معرفی کرد

لقب خاقانی بر او نهاد

از آن پس خاقانی نزدیک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان

و در خدمت منوچهر شروانشاه و پسر و جانشین او اخستان شروانشاه بود

از آثار خاقانی یکی 

دیوان خاقانی شامل قصاید، ترجیعات، مقطعات، غزلها و رباعیات است

اثر دیگر او تحفه العراقین مثنوی در سه هزار و دویست بیت است

که در سال ۵۵۱ تألیف شده است

منشآت خاقانی چند نامه از خاقانی است که به بزرگان زمان خود نوشته

و غالباً مشحون از کلمات و جملات عربی دشوار و مترادف

و گاهی از اشعار خود خاقانی در آنها هست

از برجسته ترین سروده های او

قصیده ایوان مدائن نیز در سالهای پس از مشروطه

شهرت و مورد استقبال خاص قرار گرفته است

شیـوه شاعری خاقانی در تکوین سبک سخـن پردازانی چـون

مولانا جلال الدین بلخی، عطار نیشابوری، سعدی و حافظ

تأثیری جـدی بر جای نهاده است

پس از دست دادن پدر و مادر و بستگان نزدیک خود

 دیگر انگیزه ای برای ماندن در شروان نمی یافت

برای همین از زادگاه خود دل برید و بیست و چند سال

پایانی عمر خود را در تبریز گذراند

و سرانجام در تبریز دیـده از جهان فرو بست

و در مقبره الشعرای این شهر به خاک سپرده شـد

 

سوزی که در آسمان نگنجد دارم

وان ناله که در دهان نگنجد دارم

گفتی ز جهان چه غصه داری آخر

آن غصه که در جهان نگنجد دارم

 

3 views مشاهده

زندگینامه فروغ فرخزاد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸

فروغ فرخزاد در ۸ دی ‌ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تهران

از پدری تفرشی و مادری کاشانی ‌تبار بدنیا آمد

فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌ تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است

فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب

 چهار پاره کار خود را آغاز کرد

فروغ فرخزاد در سال‌ ۱۳۳۰ با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی

که پسرخالهٔ مادر وی بود ازدواج کرد

این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید

حاصل این ازدواج یک پسر به نام کامیار بود

فروغ پیش از ازدواج با شاپور با وی نامه‌ نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت

این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو

و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی 

بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام

اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم  منتشر گردید

فروغ پس از جدایی از شاپور به اروپا رفت و کوشید

تا با فرهنگ اروپا آشنا شود

وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت

در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند و در این مسیر

با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود

و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد

این دو چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است

را در آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز می‌سازند

در زمستان ۱۳۴۲خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است

برنده جایزه نخست جشنواره اوبرهاوزن شده و باز در همان سال

مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه

توسط انتشارات مروارید منتشر کرد

فروغ در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند 

سال بعد در دومین جشنواره سینمای مؤلف در پزارو شرکت می‌کند

که تهیه‌ کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند

و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند 

پس از این دوره وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد

اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت

پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود

در میان سال‌های ۱۳۴۲–۴۳ فروغ یکبار دست به خودکشی زد

ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و

او را به بیمارستان البرز برد

فروغ فرخزاد در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵

هنگام رانندگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت

روز چهارشنبه ۲۶ بهمن جسد او را در امامزاده اسماعیل قلهک

با حضور خانواده، دوستان و علاقه‌مندانش

در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند

صادق چوبک، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلال آل‌احمد، مهدی اخوان‌ثالث،

احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی،

نجف دریابندری، احمدرضا احمدی

و بسیاری دیگر از هنرمندان و نویسندگان

در این مراسم حاضر بودند

فروغ پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه

شعر معاصر فارسی هستند

 

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید میپوسند از تابش خورشید پوسیدند

و گم شدند آن کوچه‌های گیج از عطر اقاقی‌ها

در ازدحام پرهیاهوی خیابانهای بی‌ برگشت

و دختری که گونه‌هایش را

با برگهای شمعدانی رنگ میزد آه

اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست

 

2 views مشاهده

الهی به پاکان و رندان مست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۳ خرداد ۱۳۹۸

الهی به پاکان و رندان مست

به دلگرمی ساقی می‌ پرست

به جوش درون خم صاف دل

که شد در بر او فلاطون خجل

به رندی کز آلودگی پاک خفت

به مستی که با دختر تاک خفت

به آهی که بر دل شبیخون زند

به اشکی که پهلو به جیحون زند

به داغی که بر سینه محکم بود

به زخمی کش الماس مرهم بود

به صبری که در ناشکیبا بود

به شرمی که در روی زیبا بود

به عزلت نشینان صحرای درد

به ناخن کبودان شبهای سرد

به چشمی کزو چون بر آید نگاه

کند روز بیچارگان را سیاه

به رویی که روشن کند بزم جمع

به عشقی که پروانه دارد به شمع

به بی دست و پایان کوی وصال

به عاجز نگاهان حسرت مآل

به هجری که پیوسته در وصل یار

بره باشدش دیدهٔ انتظار

به شام فراق دل آشفتگان

به صبح وصال به غم خفتگان

به معشوق از رحم و انصاف دور

به دلداده ی در بلاها صبور

به دردی که بی‌حاجتش از طبیب

به یأسی کز امید شد بی‌نصیب

به زلفی که دل را ز کس بی‌خبر

نهان میرباید ز پیش نظر

به دزدی که پروا ندارد ز کس

نمی ترسد از شحنه و از عسس

به عهدی که پیمانه با باده بست

که دور است از شیشهٔ او شکست

به ذکر صراحی به وقت فرح

به اوراد جام و دعای قدح

به سرهنگی خشت بالای خم

به افتادن جام در پای خم

به پیچ و خم ساقی لاله رنگ

به اندام مطرب به آواز چنگ

به روزی که بی‌گفتگو در می است

بشوری که در کوچه بند نی است

به صنعان فریبان ترسا لقب

به کافردلان فرنگی نصب

به مرغوله مویان گیسو کمند

به خورشید رویان زنار بند

به آهو نگاهان رعنا خرام

به خسرو سپاهان شیرین کلام

به شمشاد قدان بالا بلا

که کردند عشاق را مبتلا

به آن وعدهٔ سست پیمان یار

به دلسوزی عاشق از انتظار

که گر یکزمان بی تو آرم به سر

خیالت نباشد مرا در نظر

چنان گردم از مرگ خود شادمان

که کس شاد از مردن دشمنان

بمیرم گر ز حسرت کام تو

شوم زنده گر بشنوم نام تو

دمی بی تو ای دین و ایمان من

بر آید ز تن جان من، جان من

به تنهائیم یار دیرین توئی

مرا یاری جان شیرین تویی

به دل آرزوی جمالت بس است

اگر خود نیائی خیالت بس است

بیا ساقی همدم بیکسان

حکیم مسیحا دم خستگان

بیا حکمت دختر زر ببین

که همچون فلاطون شده خم‌نشین

ز دست تو مٰیاید افسونگری

برون ‌آرش از شیشه همچون پری

علاج مرا کن که دیوانه‌ام

مقیم خرابات و میخانه‌ام

ازین بی کسی کن دل آسا مرا

مجرد کن از قید دنیا مرا

دلم را به یک جرعه می شاد کن

مرا از غم دهر آزاد کن

از آن می که خورشید شد ذره‌اش

بود قل هو اللّه هر قطره‌اش

از آن می که در دل چو منزل کند

سراپای اجسام را دل کند

از آن می که روح روانست و بس

از آن می که اکسیر جانست و بس

رضی را بده جامی از لطف عام

بجانان رسان جان او والسلام

 

4 views مشاهده

زندگینامه ی فروغ فرخزاد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

فروغ فرخزاد در ۸ دی ‌ماه ۱۳۱۳ هجری شمسی در تهران

از پدری تفرشی و مادری کاشانی ‌تبار بدنیا آمد

فروغ فرزند چهارم توران وزیری‌ تبار و سرهنگ محمد فرخزاد است

فروغ با مجموعه‌های اسیر، دیوار و عصیان در قالب

 چهار پاره کار خود را آغاز کرد

فروغ فرخزاد در سال‌ ۱۳۳۰ با پرویز شاپور طنزپرداز ایرانی

که پسرخالهٔ مادر وی بود ازدواج کرد

این ازدواج در سال ۱۳۳۴ به جدایی انجامید

حاصل این ازدواج یک پسر به نام کامیار بود

فروغ پیش از ازدواج با شاپور با وی نامه‌ نگاری‌های عاشقانه‌ای داشت

این نامه‌ها به همراه نامه‌های فروغ در زمان ازدواج این دو

و همچنین نامه‌های وی به شاپور پس از جدایی از وی 

بعدها توسط کامیار شاپور و عمران صلاحی در کتابی به نام

اولین تپش‌های عاشقانهٔ قلبم  منتشر گردید

فروغ پس از جدایی از شاپور به اروپا رفت و کوشید

تا با فرهنگ اروپا آشنا شود

وی در این دوره زبان ایتالیایی، فرانسه و آلمانی را آموخت

در سال ۱۳۳۷ سینما توجه فروغ را جلب می‌کند و در این مسیر

با ابراهیم گلستان آشنا می‌شود

و این آشنایی مسیر زندگی فروغ را تغییر می‌دهد

این دو چهار سال بعد یعنی در سال ۱۳۴۱ فیلم خانه سیاه است

را در آسایشگاه جذامیان بابا باغی تبریز می‌سازند

در زمستان ۱۳۴۲خبر می‌رسد که فیلم خانه سیاه است

برنده جایزه نخست جشنواره اوبرهاوزن شده و باز در همان سال

مجموعه تولدی دیگر را با تیراژ بالای سه هزار نسخه

توسط انتشارات مروارید منتشر کرد

فروغ در سال ۱۳۴۳ به آلمان، ایتالیا و فرانسه سفر می‌کند 

سال بعد در دومین جشنواره سینمای مؤلف در پزارو شرکت می‌کند

که تهیه‌ کنندگان سوئدی ساختن چند فیلم را به او پیشنهاد می‌دهند

و ناشران اروپایی مشتاق نشر آثارش می‌شوند 

پس از این دوره وی مجموعه تولدی دیگر را منتشر کرد

اشعار وی در این کتاب تحسین گسترده‌ای را برانگیخت

پس از آن مجموعه ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد را منتشر نمود

در میان سال‌های ۱۳۴۲–۴۳ فروغ یکبار دست به خودکشی زد

ولی خدمتکارش در هنگام غروب متوجه شد و

او را به بیمارستان البرز برد

فروغ فرخزاد در ساعت ۴:۳۰ بعد از ظهر دوشنبه ۲۴ بهمن ۱۳۴۵

هنگام رانندگی بر اثر واژگونی اتومبیل درگذشت

روز چهارشنبه ۲۶ بهمن جسد او را در امامزاده اسماعیل قلهک

با حضور خانواده، دوستان و علاقه‌مندانش

در گورستان ظهیرالدوله به خاک سپردند

صادق چوبک، ابوالقاسم انجوی شیرازی، جلال آل‌احمد، مهدی اخوان‌ثالث،

احمد شاملو، هوشنگ ابتهاج، سیاوش کسرایی، بهرام بیضایی،

نجف دریابندری، احمدرضا احمدی

و بسیاری دیگر از هنرمندان و نویسندگان

در این مراسم حاضر بودند

فروغ پنج دفتر شعر منتشر کرد که از نمونه‌های قابل توجه

شعر معاصر فارسی هستند

 

آن روزها رفتند

آن روزها مثل نباتاتی که در خورشید میپوسند از تابش خورشید پوسیدند

و گم شدند آن کوچه‌های گیج از عطر اقاقی‌ها

در ازدحام پرهیاهوی خیابانهای بی‌ برگشت

و دختری که گونه‌هایش را

با برگهای شمعدانی رنگ میزد آه

اکنون زنی تنهاست

اکنون زنی تنهاست

 

1 views مشاهده

دل روشنی دارم ای عشق

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

دل روشنی دارم ای عشق 

صدایم کن از هر کجا می توانی

صدا کن مرا از صدف های باران

صدا کن مرا از گلوگاه سبز شکفتن

صدایم کن از خلوت خاطرات پرستو

بگو پشت پرواز مرغان عاشق

چه رازی است

بگو با کدامین نفس

می توان تا کبوتر سفر کرد؟

بگو با کدامین افق

می توان تا شقایق خطر کرد؟ 

مرا می شناسی تو ای عشق 

من از آشنایان احساس آبم

و همسایه ام مهربانی است 

و طوفان یک گل

مرا زیرورو کرد 

پرم از عبور پرستو

صدای صنوبر

سلام سپیدار 

پرم از شکیب و شکوه درختان

و در من تپش های قلب علف ریشه دارد 

دل من گره گیر چشم نجیب گیاه است

صدای نفس های سبزینه را می شناسم

و نجوای شبنم

مرا می برد تا افق های باز بشارت 

مرا می شناسی تو ای عشق 

که در من گره خورده احساس رویش

گره خورده ام من به پرهای پرواز

گره خورده ام من به معنای فردا 

گره خورده ام من به آن راز روشن

که می آید از سمت سبز عدالت

دل تشنه ای دارم ای عشق

صدایم کن از بارش بید مجنون

صدایم کن از ذهن زاینده ی ابر 

مرا زنده کن زیر آوار باران 

مرا تازه کن در نفس های بار آور برگ 

مرا پل بزن تا سحر

تا سبد های بار آور باغ

تو را می شناسم من ای عشق

شبی عطر گام تو در کوچه پیچید

من از شعر پیراهنی بر تنم بود

به دستم چراغ دلم را گرفتم 

و در کوچه عطر عبور تو پُر بود 

و در کوچه باران چه یکریز و سرشار

گرفتم به سر چترباران 

کسی در نگاهم نفس زد!

 

3 views مشاهده

زندگینامه ی خاقانی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

خاقانی شروانی از بزرگترین قصیده سرایان تاریخ شعر و ادب فارسی

در قرن ششم هجری بشمار می آید

افضل‌الدین بدیل بن علی خاقانی حقایقی شَروانی متخلص به خاقانی 

در سال ۵۲۰ قمری در شهر شروان به دنیا آمد

پـدرش نجار و مادرش که در اصـل کنیزکی نسطـوری بوده

گویا پیشۀ طباخی یا بافنـدگی داشته اسـت

پـدرش او را در کـودکی ظاهرا به علـت فقـر به بـرادرش

کافی الدین سپرد و او سرپرستی برادر زاده را بر عهده گرفت

کافی الدین طبیب و فیلسوف بود و خاقانی

در نزد او انواع علوم ادبی و حکمی را فرا گرفت

مرگ کافی الـدین از تلخ ترین سـوانح زندگانی خاقانی بـود

که در بیست و پنج سالگی او روی داد

از دیگر حوادث تلخ روزگار او می تـوان به مرگ

وحیـد الـدین پسرعموی فاضل او اشاره کرد

 وحیدالدین در پرورش علمی خاقانی تأثیری خاص داشت

و سوگ او بر جان خاقانی گران آمد

اما تلخ ترین حادثه زندگی وی مرگ جوان بیست سالۀ او

به نام رشید بود که او را سخت غمناک کرد

خاقانی در پی آن قصاید سوزناکی در مرثیۀ او سرود

دو رخداد مهم که در تکوین شخصیت روحی و شعر خاقانی

تاثیری بسزا داشت دو سفر او به خانه خداست

خاقانی شاعری اهل سیاحت بود و در سفرهای خود ازشهرهای

بغـداد و کوفه و مدائن و ری و اصفهان و همدان و شام و موصل و ارمنستان

 آن روزگار گذشت و در هر شهری با عالمان و شاعران و بزرگان آن دیـدار کرد

خاقانی چندی نیز در خدمت ابوالعلاء گنجه‌ای شاعر بزرگ

معاصر خود که در دستگاه شروانشاهان به سر می‌برد 

کسب فنون شاعری کرد

پس از آنکه ابوالعلاء وی را بخدمت خاقان منوچهر شروانشاه معرفی کرد

لقب خاقانی بر او نهاد

از آن پس خاقانی نزدیک به چهل سال وابسته به دربار شروانشاهان

و در خدمت منوچهر شروانشاه و پسر و جانشین او اخستان شروانشاه بود

از آثار خاقانی یکی 

دیوان خاقانی شامل قصاید، ترجیعات، مقطعات، غزلها و رباعیات است

اثر دیگر او تحفه العراقین مثنوی در سه هزار و دویست بیت است

که در سال ۵۵۱ تألیف شده است

منشآت خاقانی چند نامه از خاقانی است که به بزرگان زمان خود نوشته

و غالباً مشحون از کلمات و جملات عربی دشوار و مترادف

و گاهی از اشعار خود خاقانی در آنها هست

از برجسته ترین سروده های او

قصیده ایوان مدائن نیز در سالهای پس از مشروطه

شهرت و مورد استقبال خاص قرار گرفته است

شیـوه شاعری خاقانی در تکوین سبک سخـن پردازانی چـون

مولانا جلال الدین بلخی، عطار نیشابوری، سعدی و حافظ

تأثیری جـدی بر جای نهاده است

پس از دست دادن پدر و مادر و بستگان نزدیک خود

 دیگر انگیزه ای برای ماندن در شروان نمی یافت

برای همین از زادگاه خود دل برید و بیست و چند سال

پایانی عمر خود را در تبریز گذراند

و سرانجام در تبریز دیـده از جهان فرو بست

و در مقبره الشعرای این شهر به خاک سپرده شـد

 

سوزی که در آسمان نگنجد دارم

وان ناله که در دهان نگنجد دارم

گفتی ز جهان چه غصه داری آخر

آن غصه که در جهان نگنجد دارم

 

1 views مشاهده

شیرین سخن – پرتقال خونی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

پروانه سراوانی، متولد سال ۱۳۵۵، دارای مدرک کارشناسی ارشد

زبان و ادبیات فارسی است

از این نویسنده علاوه بر کتاب پرتقال خونی

مجموعه شعر صبحانه دو نفره

و رمان پشت کوچه های تردید منتشر شده است

 کتاب پرتقال خونی نخستین رمان پروانه سراوانی است

اما بعد از انتشار دومین رمان او یعنی پشت کوچه های تردید

منتشر شده که موفق به کسب جایزه‌ی رمان اول ماندگار شده است

 

نازلی شخصیت اول قصه است زنی با روحیه‌ای جنگنده

اما به شدت فداکار و مسئول در قبال فرزندانش

داستان نازلی قصه ی زنی است که در اوج نیاز و خواسته‌هایش

باید بین خواسته‌های شخصی خود و نیاز و مصلحت‌اندیشی

به خاطر فرزندانش در مقابل کسانی که از ابتدای زندگی

چماق استبداد را بر سرشان می‌کوبند بجنگد

 قصه پیرامون باغ پرتقال آبا و اجدادی متعلق به

پدرشوهر نازلی می‌گذرد

 

نازلی در ابتدای قصه از این باغ متنفر است 

اما به مرور اتفاقاتی می‌‌افتد که او را به باغ وابسته کرده

و حتی مسیر زندگی‌اش را به این باغ می‌کشاند

مفاهیمی همچون

خانواده، عشق، دوستی، محبت، وابستگی، وظیفه‌شناسی و…

 

کتاب پرتقال خونی شرح خم و راست شدن های

ستون یک خانواده است

خانواده ای سنتی که افراط در یک بُعدی نگریستن به زندگی

سبب عصیانگری اعضای جوان آن می شود

کتاب پرتقال خونی داستانی عاشقانه نیست 

اما عشق عنصر اصلی آن است

عشقی مادرانه که نازلی را به آن‌سوی مرزها می‌کشاند

تا برای فراهم‌ کردن آسایش پسرانش تن به خطر بسپارد

و تا مرز مرگ و زندگی پیش برود

او مادری است که با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم‌ می‌کند

نازلی عاشق فرزندانش است

بهرنگ ، شیرین و بهراد

نوجوانی که در سن بلوغ قرار دارد

 

نازلی دلال اجناس دست‌ دوم ثروتمندان است

او با داشتن همسری منفعل و بی‌اراده تصمیم به

اداره کردن خانواده‌اش گرفته و با وجود

مخالفت‌های افراطی پدرشوهری سلطه‌جو

یک بوتیک لباس را نیز اداره می‌نماید

خانه نشینی و مسئولیت های اجباری نازلی در باغ

باعث ایجاد تغییراتی در نگاه او به باغداری می شود

اما با اتفاق ناگواری که برای بهرنگ 

پسر ۵ ساله و کوچک خانواده می افتد

برنامه ها و خیالات نازلی برای باغداری و

ادامه زندگی مختل می شود و …

 

رمان پرتقال خونی در ۱۲ فصل که چاپ اول آن

در سال ۱۳۹۴ بوده توسط انتشارات آموت در ۲۵۶ صفحه

منتشر شده و هم اکنون به چاپ پنجم رسیده است

 

1 views مشاهده

شیرین سخن – آدم های خوب زندگی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸

هر چقدر که در بُعد زمان سفر کنی و

حالت از آدم های رفته زندگیت بد شود

در عوض آدم هایی هستند

که همه ی گذشته ی تلخ را

با یک لبخندشان پشت سر می گذاری

حضورشان بوی خوش عطر یاس، اصلا خود دوست داشتند …

آدم های خوب زندگی، که محبت را سبد، سبد ارزانیت می دارند

و کلام شان اکسیری از مهر و محبت است

ناآرام که باشی فقط آنها هستند که با بودنشان و

با نگاه و لبخندشان گردِ آرامش را به رویت می پاشند …

عجیب کُنج دلت را می گیرند

ناخدا و سکان گیر قلبت می شوند …

آنقدر دوستی با آنها برایت عمیق و با احترام است

که کلی فرق دارد

با دوست داشتن های سرد و به ظاهر گرم امروزی …

اطرافت هر چقدر هم آدم های خوب احاطه کرده باشند

حضور آنها جور دیگری به دل می نشیند

انگار آمده اند که قانون کائنات را تغییر دهند

عجیب چگالی حضورشان بالاست

داشتن شان  شیرین  و به دل می نشینند …

 

1 views مشاهده


دسته بندی