دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

تیر 2016 5 » موزیک دانلود

ای نام تو بهترین سر آغاز
شنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۷
اعتراضی نیست از امیر شهیار
دانلود آهنگ جدید یاس به نام زنده باد ایران
دانلود آهنگ جدید یاس
محسن چاوشی
دانلود آهنگ عشق مهربون دیروز از پویا بیاتی به همراه متن ترانه

عاقبت پاییز شد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

آنـقـدر دیـر آمـدی تا عـاقـبـت پـایـیــز شـد
کاسـه ی صبـرم از این دیـر آمدن لبریـز شد

تیـر دیوانـه شـد و مـرداد هم از شهـر رفـت
از غمـت شـهـریــور بیچـاره حلـق آویـز شـد

مـهـر بـا بی مـهـری و نامهـربـانـی میـرسـد
مـهـربـانـی در نـبـودت انـدک و نـاچـیـز شـد

بی تـو یک پاییـز ابرم، نم نم باران کجاست؟
بی تو حتـی فکـر بـاران هـم خیـال انگیـز شـد

کاش میشـد رفت و گم شد در دل پاییـز سرد
بـوی بـاران را تـنفـس کرد و عـطر آمیـز شـد

آمـدی جـانــم بـه قـربـانــت ولـی حـالا چـرا؟
آنـقـدر دیـر آمـدی تـا عاقـبـت #پـایـیــز شـد…

پرهیز از زندگی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

من از چه چیز تو ای زندگی کنم پرهیز
که انعطاف تو، یکسان نشسته در هر چیز

تفاهمی است میان من و تو و گل سرخ
رفاقتی است میان من و تو و پاییز

به فصل فصل تو معتادم ای مخدر من
به جوی تشنه ی رگ های من بریز بریز

نه آب و خاک، که آتش، که باد می داند
چه صادقانه تو با من نشسته ای-من نیز

اسیر سحر کلام توام، بگو بنشین
مطیع برق پیام توام، بگو برخیز

مرا به وسعت پروازت ای پرنده مخوان
که وا نمی شود این قفل با کلید گریز

کاش بارانی ببارد

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

کاش بارانی ببارد قلب ها را تر کند
بگذرد از هفت بند ما، صدا را تر کند

قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها
رشته رشته مویرگ های هوا را تر کند

بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را
شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند

مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت
سرزمین سینه ها تا ناکجا را تر کند

چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها
شاید این باران -که می بارد- شما را تر کند

شاعری خسته ام

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

شاعری خسته ام از دست تو بیمار منم
راوی چشم تو در این همه اشعار منم

گفته بودم همه جا وصف نگاه تو ولی
زخمی حادثه ی چشم تو این بار منم

میهمان شب و مهتابم و تا وقت سحر
همدم لب به لب بسته ی سیگار منم

کوه سنگی شده معبود من ای وای..اگر
دلخوش از عاطفه ی سنگی دیوار منم

بر سر کشمکش کشور آغوش تو آه
شاه بی خاصیّت بزدل قاجار منم

من همان کهنه ردیفم به خدا در غزلت
در خم قافیه هایی که نه انگار منم

بس کن از گردش این ثانیه ها هیچ نگو
نقطه ثابت این گردش پرگار منم

تو برو پابکش از شعر من و این غزلم
از خودم از تو و این فاصله بیزار منم

خسته از شعر من و این همه اصرار تویی
دلخور از حسرت یک ریزه ی دیدار منم

حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

حال ما با دود و الکل جا نمی آید رفیق
زندگی کردن به عاشق ها نمی آید رفیق

روحمان آبستن یک قرن تنها بودن است
طفل حسرت نوش ما دنیا نمی آید رفیق

دست هایت را خودت “ها”کن اگر یخ کرده اند
از لب معشوقه هامان “ها” نمی آید رفیق

هضم دلتنگی برای موج‌ها آسان نیست
آب دریا بی سبب بالا نمی آید رفیق

یا شبیه این جماعت باش یا تنها بمان
هیچکس سمت دل زیبا نمی آید رفیق

تو را آن گونه می‌خواهم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش را
شبیه مادر پیری که می‌بوسد جوانش را

تو را در یک شب بارانی غمگین سرودم که
نمی‌دانم زمانش را، نمی‌یابم مکانش را

من آن سرباز دلتنگم، که با تردید در میدان
برای هیچ و پوچ از دست خواهد داد جانش را

پریشانم شبیه پادشاهی خفته در بستر
که بالای سرش می‌بیند امشب دشمنانش را

تو در تقویم من روزی نوشتی دوستت دارم
از آن پس بارها گم کرده‌ام فصل خزانش را

پرستویی که با تو هم قفس باشد نمی‌ ترسد
بدزدند آب و نانش را، بگیرند آسمانش را

تو ماهی باش تا دریا برقصد موج بردارد
تو آهو باش تا صیاد بفروشد کمانش را

من آن مستم که در می‌خانه‌ای از دست خواهد رفت
اگر دستان تو پر کرده باشد استکانش را

درد من را بگذارید به شیدایی خویش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

درد من را بگذارید به شیدایی خویش
ساغرم را بگذارید به اغوایی خویش

چه هراسی ست مرا درد دمادم بدهند؟
خو گرفته به غمم صرف شکیبایی خویش

عشق فرموده که رسوای جهانی بشوم
حال من را بسپارید به رسوایی خویش

همچو فواره که در اوج بیفتد ز غرور
در سقوطم ز نفس های تماشایی خویش

من همان خشت فرو ریخته از زلزله ام
که دگر نیست در اندیشه ی برپایی خویش

بعد مرگم بنویسید که عهدش نشکست
تا ابد ماند وفادار به تنهایی خویش

اسیر بوسه و آغوش

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

پریشان تو ام هرچند می دانم نمی دانی
چه حالی دارد ای گیسوکمند من پریشانی

سرانجام دل شوریده ام را می توان فهمید
از آن چشمان مست و تیغ های ناب زنجانی

من از اول اسیر بوسه و آغوش بودم، آه
خصوصا بوسه ی شیرین شورانگیز پنهانی

زبان عشق اگر مردم بلد بودند می دیدند
که چشمان تو استادند، استاد غزل خوانی

غزل عمری بدهکار اداهای تو خواهد بود
جنون مرهون من، این تازه مجنون خیابانی

چه در جان و دل زاهد گذشت از گردش چشمت
که می شد خواند از چشمش:”خداحافظ مسلمانی”

نه من تنها مقیم معبد عشق تو ام، پیداست
تمام شهر هم ذکر تو می گویند پنهانی

اگرچه سینه چاکان غم عشق تو بسیارند
یکی شان من نخواهد شد خودت هم خوب می دانی

خنده

دسته بندی : موزیک تاریخ : دوشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵

عاشقانه ها

اگر پادشاه بودم
شک نکن
صدای
خنده ات را
سرود ملی میکردم

می خواهم از نگاه تو

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : یکشنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

می خواهم از نگاه تو هر اتفاق را
هر اتّفاق تازه و دور از فراق را

امروز در پیاله ی رنگین کمان بریز
باران نوبهاری این اشتیاق را

با چشم خود به قهوه ی تلخم شکر بریز
روشن کن از شرار محبّت اجاق را

ای روشنای سبزه و مهتاب، می شود
خاموش کرد با تو چراغ نفاق را

جاری شو ای صلابت هفت آسمان عشق
بشکن غرور بی سبب باتلاق را

تا از خیال عشق گذشت این «قصیده»ها
عطر «غزل» گرفت هوای اتاق را

ای ساده تر ز حادثه ی «دوست داشتن »
می جویم از نگاه تو هر اتّفاق را



دسته بندی