دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

تیر 2016 » موزیک دانلود

ای نام تو بهترین سر آغاز
چهارشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۷
ناصر عبداللهی - ضیافت
ناصریا - ناصر عبداللهی
پدر روستایی - هاتف
اعتراضی نیست از امیر شهیار
دانلود آهنگ جدید یاس به نام زنده باد ایران
دانلود آهنگ جدید یاس
دانلود آهنگ جدید حامد همایون به نام میروم
میروم - حامد همایون
محسن چاوشی

جملات زیبا زندگی

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۹۵

 

سرمایه زندگی

زندگی ما در دست خداست و هر وقت او بخواهد ما را وارد جهان میکند

و هر زمان که مایل باشد از این جهان می برد؛

و به ما  نه اختیار داده شده که به این جهان بیاییم نه از اینجا برویم …

زندگی به منزله سرمایه ای ست که خداوند به ما می دهد

و ما فقط از سود این سرمایه میتوانیم استفاده نماییم نه از خود آن؛

برای اینکه خود سرمایه به ما تعلق ندارد.

دوستت دارم چرایش پای تو

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : جمعه ۹ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

دوستت دارم چرایش پای تو،
ممکنش کردم،محالش پای تو

میگریزی از من و احساس من
دل شکستن هم ،گناهش پای تو

آمدی آتش زدی بر جان من
درد بی درمان گرفتن هم،دوایش پای تو

من اسیرم در میان آن دو چشم
قفل زندان را شکستن هم،سزایش پای تو

سوختم،آتش گرفتم زین سبب
آب بر آتش نهادن هم جزایش پای تو

پای رفتن هم ندارم من،از کوی دلت
پا نهادن بر دل مست و خرابم پای تو…

دیگر نمی خواهم بگیری دست سردم را

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

دیگر نمی خواهم بگیری دست سردم را
حتی نمی خواهم ببینی روی زردم را

آرام در فریاد خود مصلوب می مانم
خودآرزو کردم خروج و دین طردم را

ازاین سکوت و گوشه گیری خرده می گیری
حتما فراموشت شده هرکار کردم را

تو می کشی بیرون تمام مهره هایت را
می بازم وتا می کنم من تخته نردم را

در من به پاشد محشری کوهی به راه افتاد
پیوست درهم سطح دریاهای دردم را

چون رفتنم حتمی شده بربادخواهم رفت
دیگر نمی بینی غبارم خاک و گردم را

حال آدم که دست خودش نیست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

حال آدم که دست خودش نیست
عکسی می بیند
ترانه ای می شنود
خطی می خواند
اصلا هیچی هم نشده
یکهو دلش ریش می شود.
حالا بیا وُ درستش کن
آدمِ دلگیر
منطق سرش نمی شود
برای آن ها که رفته اند
آن ها که نیستند، می گرید
دلتنگ می شود
حتی برای آنها که هنوز نیامده اند.
دل که بلرزد
دیگر هیچ چیز سرِ جای درستش نیست
این وقت ها
انگار کنار خیابانی پر تردد ایستاده ای
تا مجال عبور پیدا کنی
هم صبوری می خواهد هم آرامش
که هیچکدام نیست
آدم تصادف می کند،
با یک اتوبوس خاطره های مست…

بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

بی تو آن ظلمی که شادی کرد با من؛ غم نکرد
گریه هم یک ذره از اندوه هایم کم نکرد

آن قدر دنیای ما با هم تفاوت داشت که
خطبه های عقد هم ما را به هم محرم نکرد

راز دور افتادنم از خویش را از کس نپرس
هیچکس ظلمی که من بر نفس خود کردم نکرد

نیست تأثیری در ایما، لالها فهمیده اند
اینکه ده انگشت کار یک زبان را هم نکرد

نه هراس از آتش دوزخ، نه اخراج از بهشت
آخرش هم آدمی را هیچ چیز آدم نکرد

از تو چه پنهان خبری نیست

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

گفتی چه خبر؟ از تو چه پنهان خبری نیست
در زندگی ام، غیر زمستان خبری نیست

در زندگی ام، بعد تو و خاطره هایت
غیر از غم و اندوه فراوان خبری نیست

انگار نه انگار دل شهر گرفته ست
از بارش بی وقفه ی باران خبری نیست

ای کاش کسی بود که می گفت به یوسف
در مصر به جز حسرت کنعان خبری نیست

از روز به هم ریختن رابطه ی ما
از خاله زنک بازی تهران خبری نیست!

گفتند که پشت سرمان حرف زیاد است
از معرفت قوم مسلمان خبری نیست!

در آتش نمرود تو می سوزم و افسوس
از معجزه ی باغ و گلستان خبری نیست!

در فال غریبانه ی خود گشتم و دیدم
جز خط سیاهی ته فنجان خبری نیست

گفتی چه خبر؟
گفتم و هرگز نشنیدی
جز دوری ات ای عشق، به قرآن خبری نیست…

یک رو شادی و یک رو غم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

سکه یک رو شادی و یک رو غم است
تا نیفتد پشت و رویش مبهم است

عشق شیرین است، اما عشق من !
میوه های ِ تلخ و شیرین درهَم است

طعم خرمایی که گاهی می خورم
تلخی ِ پس لرزه ی شهر ِ بم است

هیچ می دانی چرا عاشق شدم ؟
چون دلم حس کرد یک چیزی کم است

موج پشتش از غم زخمی که خود
می زند بر پیکر ِ دریا خَم است

زخم های تازه گاهی وقت ها
روی ِ زخمی کهنه مثل ِ مرهم است

فکر می کردم که آدم مبتلا ست
عشق اما مبتلای آدم است !

تا قیامت هم اگر قهریم

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

ترانه‎های عاشقانه

تا قیامت هم اگر قهریم، یعنی آشتی
اینکه در اندام یک شهریم، یعنی آشتی

دور از امواج دریا هردو تبعید از هوا…
اینکه در زندان یک نهریم، یعنی آشتی

قطره قطره در عطش ها گم شدن، پرپر شدن
اینکه زجرآورتر از زهریم، یعنی آشتی

قدمت سردرگمی هامان هزاران ساله شد!
اتفاق کهنه ی دهریم، یعنی آشتی

این تفاهم های پی در پی چه معنا میدهد؟!
تا قیامت هم اگر قهریم، یعنی آشتی…

بردار از چهره نقابت را

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

یک نیمه شب می شد ببینم عکس خوابت را..!!!
می گفتمت: بر دار از چهره ، نقابت را

تا بیشتر بشناسمت ای کمترین از خود
تا پی بری حال من و حال خرابت را

لب تشنه ی عشق از همیشه بودنم ، عشقست
می میرم و قدری ننوشم تا سرابت را

آغوش احساس ترا من ، پر نخواهم کرد
رویای وهم لحظه لحظه انتخابت را

ته مانده ی غمهای من ، نوش دل تنگم
– خوشتر ، که بندم مو به مو شرح شرابت را

بی پاسخم ، چشم ترا ، ابرو مکن نازک
می خواستی این زودتر گیری جوابت را ؟!

آرامشی از جنس عطر صبح می گیرم
ای بخت تیره حس کنم وقتی شتابت را

من شاعر با درد از دیرینه ، نزدیکم
با اینهمه می خواهم از دل اجتنابت را

خواهی که بیدارم کنی ، دست از سرم بردار
یا آنکه بردار از نگاه من ، نقابت را…

دریغ

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : پنجشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۵

اشعار عاشقانه

درد را در قفس سینه فشردیم ,دریغ!
دل خود را به کف غصه سپردیم,دریغ!

گر چه مجموعه به مجموعه سرودیم غزل
ما به درد دل یک فرد نخوردیم دریغ!

سال ها خورده غم خوب و خراب دنیا
غصه های دل خود هیچ نخوردیم دریغ!

روزگاریست که تلخابه ی غم‌های زمان
نوش جان کرده بسی باز نمردیم دریغ!

بار‌ها دست ندامت به سر خویش زدیم!
لیک دستی به سر خسته نبردیم دریغ!



دسته بندی