وفا دار تو بودم تا نفس بود

بدون دیدگاه

وفا دار تو بودم تا نفس بود

وفا دار تو بودم تا نفس بود
دریغا همنشینت خار وخس بود
دلم را باز گردان باز گردان
همی جان سوختنت بس بود
درون سینه آهی سرد دارم
دلی پژمرده ،رنگی زرد دارم
ندانم عاشقم مستم چه هستم
همی دانم دلی پر درد دارم
کسی مانند من تنها نمانده
به راه زندگانی وا نمانده
خدا را در صفای کاروان ها
غریبی در بیابان جا نماند
لب خشکم ببین چشم ترم را
بیا از باده پر کن ساغرم را
دلم در تنگنای این قفس مرد
رسید آن دم که بگشایی پرم را

دانـــــلود

مشخصات

  • 247 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    دیگر نمی خواهم بگیری دست سردم را
    دیگر نمی خواهم بگیری دست سردم راحتی نمی خواهم ببینی روی زردم راآرام در فریاد خود مصلوب می مانمخودآرزو کردم خروج و دین طردم راازاین سکوت و گوشه گیری خرده ...
    دیدن مطلب
    یه روز یه باغبونی یه مرد آسمونینهالی کاشت میونه، باغچه مهربونیمی گفت سفر که رفتم یه روز و روزگاریاین بوته یاس من، می مونه یادگاریهر روز غروب عطر یاس تو ...
    دیدن مطلب
    دوستان
    زندگی گاه به كام است و بس استزندگی گاه به نام است و كم استزندگی گاه به دام است و غم استچه به كام و چه به نام و چه به دام،زندگی ...
    دیدن مطلب
    خسته ام بعد تو
    خسته ام بعد تو از این همه شب بیداریدم به دم یاد تو و درد و غم و بیداریبرو هر جا بنشین پشت سرم حرف بزناین چنین نیست ولی رسم ...
    دیدن مطلب
    جهان بی تفاوتی
    من از جهان بی تفاوتی فکر ها و حرف ها و صداها می آیمو این جهان به لانه ی ماران مانند استو این جهان پر از صدای پای مردمانی استکه ...
    دیدن مطلب
    بیچاره گرگ ها
    تازگیها ادم ها ادم میدرندو گرگ ها ...بیچاره ها بیکار شده اند...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – نخواهد شد
    رقیبت گر هنر هم دزدد از من من نخواهد شدبه گلخن گر چه گل هم بشکفد گلشن نخواهد شدمگر با داس سیمین کشت زرین بدروی ورنهبه مشتی خوشه درهم کوفتن ...
    دیدن مطلب
    میون یه دشت لخت زیر خورشید کویرمونده یک مرداب پیرتوی دست خاک اسیرمنم اون مرداب پیراز همه دنیا جدامداغ خورشید به تنمزنجیر زمین به پام … آهمن همونم که یه ...
    دیدن مطلب
    قویترین مرد دنیا
    قویترین مرد دنیا هم که باشی محتاجی!محتاج اشکهای عاشقانه یک " زن"که از چشم های نگرانش بروی کویر زخم هایت ببارد!و این تنها التیام است ...
    دیدن مطلب
    پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
    پاییز از حوالی حوصله ات که بگذردمن زرد می شومو تا کفش های رفتنت جفت می شودغریب می مانمو نیلوفرانه دوستت دارمنه مثل مردمی که عشق را از روی غریزه ...
    دیدن مطلب
    و من چه شادترینم
    و من چه شادترینم، برای آمدنتکنم هُمای دل و جان، فدای آمدنتسری که در همه احوال، سرفرازی کردکنون نثار کنم من، به پای آمدنتشکوفه زد به گياه ِ دلم، بهار ...
    دیدن مطلب
    ﺑﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ
    ﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﮐﺴﯽ ﺍﻡ ﺑﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪﻧﻪ ﺩﺭﺍﯾﻦ ﺑﯽ ﻧﻔﺴﯽ ﻫﻤﻨﻔﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪﻧﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺧﺎﻧﮥ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﺎﯼ ﻧﻬﺎﺩﻧﻪ ﺑﻪ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪﻧﻪ ...
    دیدن مطلب
    دیگر نمی خواهم بگیری دست سردم را
    ترانه‎های عاشقانه
    دوستان
    خسته ام بعد تو
    جهان بی تفاوتی
    بیچاره گرگ ها
    اشعار شهریار – نخواهد شد
    ترانه‎های عاشقانه
    قویترین مرد دنیا
    پاییز از حوالی حوصله ات که بگذرد
    و من چه شادترینم
    ﺑﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *