ترانه‎های عاشقانه

بدون دیدگاه

من و تو دو تا پرنده .. تو قفس زندونی بودیم
جای پر زدن نداشتیم .. ولی آسمونی بودیم
ابر و بارون‌و می‌دیدیم .. اما دنیامون قفس بود
چشم به دوردستا نداشتیم .. همینم واسه ما بس بود
اما یک روز اونایی که .. ما رو با هم دوست نداشتن
تو رو پر دادن و جاتم .. یه دونه آینه گذاشتن
من خوش‌باور ساده .. فکر می‎کردم رو‌به‌رومی
گاهی اشتباه می‌کردم .. من کدومم تو کدومی
با تو زندگی می‌کردم .. قفس تنگ و سیاه‌و
عشق تو از خاطرم برد .. عشق پر زدن تا ماه‌و
اما یک روز باد وحشی .. رویاهام‌و با خودش برد
قفس افتاد و شکست و .. آینه افتاد و ترک خورد
تازه فهمیدم دروغ بود .. دنیایی که ساخته بودم
دردم از اینه که عمری .. خودم‌و نشناخته بودم
تو تو آسمونا بودی .. با پرنده‌های آزاد
من تن‌خسته رو حتا .. یه دفعه یادت نیفتاد
حالا این قفس شکسته .. راه آسمون شده باز
اما تو قفس نشستم .. دیگه یادم رفته پرواز

دانـــــلود

مشخصات

  • 0 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    طعم لبهایت
    میخواهماز دهان بیقرارِ یک فنجانبا تو چای بنوشمتا گاهی ...که تنهایی محزون با من میمانددر دریغای نبودنتطعم لبهایت را بچشم
    دیدن مطلب
    دروغه محض
    خودمو دلداری میدم میدونم دروغه محضهدوریت خیلی سخته حتی واسه یه لحضهولی چیكار كنم باید زمان بگذرهباید زمان بگذره اینطوری بهترهمنم به همین خوشم یه روز برگردیبرت میگردونم به هر ...
    دیدن مطلب
    وای از سکوت تو – عاشقانه ها
    وای از سکوت تونبض مرا بگیر، نبضم نمی‌زندانگار مرده‌ام، انگار رفته‌امدر برزخی که توآرام خفته‌ایبا چشم‌های باز، خوابیده‌ای ولیاین بار چشم تو، بیمار و خسته نیستچشمان باز تو، لبخند می‌زنداما سکوت ...
    دیدن مطلب
    میرم بی خداحافظی
    من از این شهر میرمشهری که ستاره هاش خاموشهمعشوق عاشقش رو میفروشهبه هیچ و پوچ زندگیمن از این شهر میرم...شهری که به ظاهر آشنا زیادهاما تو نمیدونی درداتو تو تنهایی ...
    دیدن مطلب
    صدم غم هست اما همدمی نیست
    صدم غم هست، اما همدمی نیستوگر یک همدمم باشد غمی نیستهزاران رازم اندر سینه پژمرددریغا و دریغا! محرمی نیستخمارآلودم، اما ساغری نهسراپا ریشم، اما مرهمی نیستگـُنه ناکرده بادافره کشیدنخدا داند ...
    دیدن مطلب
    شعرمی خوانم برایت
    شعرمی خوانم برایت گرچه حالم خوب نیستقهوه میریزم برایت فالمان مطلوب نیستخواب می بینم در آغوش تو ام هرنیمه شبمیشود تعبیر خواب من ولی محبوب نیستبوسه برلبهای حسرت میزنم هرروزوشبقاب ...
    دیدن مطلب
    نقاب
    ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﻧﻘﺶ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﻨﯿﻢ …ﻭ ﭼﻪ ﺁﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﻧﻘﺎﺑﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﻢ ؛ﺣﺘﯽ ﺧﺪﺍ ﻫﻢﺍﺯ ﺁﻓﺮﯾﻨﺶ ﭼﻨﯿﻦ ﺑﺎﺯﯾﮕﺮﺍﻧﯽ ﺩﺭ ﺣﯿﺮﺕ ﺍﺳﺖ
    دیدن مطلب
    اگه من عاشق دیوار بودمترک می‌خورد و یه پنجره میشداگه غم چشام‌و آینه می‌دیددلش درگیر این منظره میشداگه تنهاییم‌و به شب می‌گفتمهمه شهرو برام بیدار می‌کرداگه با کوه درددل می‌کردمصدام‌و ...
    دیدن مطلب
    یه روزی اومد کنارم
    یه روزی اومد كنارم گفت گلم با تو بهارمگفت نری تو از كنارم میمیرم تنها نزارماومدی تو سرنوشتم قلب من گفت تو بهشتمبی خبر از سرنوشتم با گذاشتم تو بهشتمقلب و ...
    دیدن مطلب
    چه دنیای فوق‌العاده
    چه دنیای فوق‌العاده هست وقتی کنارمیتا تو هستی زندگی ادامه دارهمن فکر تو ام تو فکر منیاحساس میکنم من همه کس توام
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – خزان جاودانی
    مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به من چه کار داردنه بلای جان عاشق شب هجرتست تنهاکه وصال هم بلای شب انتظار ...
    دیدن مطلب
    تنهای
    میدانست از تنهای میترسم ... تنهایم گذاشتاز پیچ کوچه که گذشتچشم هایم مرد ... ارزوهایم رنگ باخت ...صدای نفس هایش را حس میکنمبا این که دیگر او مرا نخواهد شناخت ...
    دیدن مطلب
    طعم لبهایت
    دروغه محض
    وای از سکوت تو – عاشقانه ها
    میرم بی خداحافظی
    صدم غم هست اما همدمی نیست
    شعرمی خوانم برایت
    نقاب
    ترانه‎های عاشقانه
    یه روزی اومد کنارم
    چه دنیای فوق‌العاده
    اشعار شهریار – خزان جاودانی
    تنهای

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *