مشتی خاک

بدون دیدگاه

اشعار عاشقانه

سر تا پایم را خلاصه کنند
می شوم “مشتی خاک”
که ممکن بود “خشتی” باشد در دیوار یک خانه
یا “سنگی” در دامان یک کوه
یا قدری “سنگ ریزه” در انتهای یک اقیانوس
شاید “خاکی” از گلدان‌
یا حتی “غباری” بر پنجره
اما مرا از این میان برگزیدند :
برای نهایت
برای شرافت
برای انسانیت
و پروردگارم بزرگوارانه اجازه ام داد برای :
نفس کشیدن
دیدن
شنیدن
فهمیدن
و ارزنده ام کرد بابت نفسی که در من دمید
من منتخب گشته ام :
برای قرب
برای رجعت
برای سعادت
من مشتی از خاکم که خدایم اجازه ام داده:
به انتخاب
به تغییر
به شوریدن
به محبت
وای بر من اگر قدر ندانم…

دانـــــلود

مشخصات

  • 0 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    دانلود آهنگ طلوع از معین به همراه متن ترانه
    پس از اون غروب رفتن اولین طلوع من باشمن رسیدم رو به آخر تو بیا شروع من باششب و از قصه جدا کن چکه کن رو باور منخط بکش رو ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – شاهد دل
    آمد آن شاهد دل برده و جان بازآوردجانم از نو به تن آن جان جهان بازآورداشک غم پاک کن ای دیده که در جوی شبابآب رفته است که آن سرو ...
    دیدن مطلب
    گرگ عاشق
    گُرگ عاشق شده بودعاشق طعمه اش ...نزدیکش شدبوییدشبوسیدش وبا دندان گلویش را دریدافسوس .."ذات" احساس نمی شناسد...!!
    دیدن مطلب
    باران که شدى مپرس ، اين خانه ى کيستسقف حرم و مسجد و ميخانه يکيستباران که شدى، پياله ها را نشمارجام و قدح و کاسه و پيمانه يکيستباران ! توکه ...
    دیدن مطلب
    توی یک دیوار سنگی.. دو تا پنجره اسیرندو تا خسته دو تا تنها.. یکیشون تو یکیشون مندیوار از سنگ سیاهه.. سنگ سرد و سخت خارازده قفل بی صدایی.. به لبای ...
    دیدن مطلب
    صدم غم هست اما همدمی نیست
    صدم غم هست، اما همدمی نیستوگر یک همدمم باشد غمی نیستهزاران رازم اندر سینه پژمرددریغا و دریغا! محرمی نیستخمارآلودم، اما ساغری نهسراپا ریشم، اما مرهمی نیستگـُنه ناکرده بادافره کشیدنخدا داند ...
    دیدن مطلب
    نامه
    مینویسم نامه و روزی از اینجا میرومبا خیال او ولی تنهای تنها میرومدر جوابم شاید او حتی نگوید “کیستی ؟”شاید او حتی بگوید “لایق من نیستی”مینویسم من که عمری با ...
    دیدن مطلب
    تقصیر تو نیست
    تقصیر تو نیستمقصر معلم دستور زبان فارسی بودکه به من نگفت"من" باهر "تویی" "ما" نمیشود!
    دیدن مطلب
    دست مرا بگیر که آب از سرم گذشتخون از رخم بشوی که تیر از پرم گذشتسر بر کشیدم از دل این دود ، شعله وارتا این شب از برابر چشم ...
    دیدن مطلب
    ﺗﺮﺱ ﺍﺯ ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﻧﺪﺍﺭﻡ ﻭﻗﺘﻰ ﯾﻘﯿﻦ ﺩﺍﺭﻡﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﺴﻰ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺩﺍﺷﺖ...ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻣﻦ ﮐﺴﻰ ﻃﺎﻗﺖ ﮐﻢ ﻣﺤﻠﻰ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﺩ...ﺑﺮﻭ !  ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺍﻯ چه ؟ﻭﻗﺘﻰ ﻣﯿﺪﺍﻧﻢ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ...
    دیدن مطلب
    بازی روزگار
    ﺗﻮﺩﻧﯿﺎ ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺩﻝ ﻧﺒﻨﺪ...ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪ ﮐﻮﭼﯿﮑﻪ که ﺩﻭﺗﺎﺩﻝ ﭘﯿﺶ ﻫﻢ ﺟﺎﻧﻤﯿﺸﻦﺍﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺩﻝ ﺑﺴﺘﯽ ﺍﺯﺵ ﺟﺪﺍﻧﺸﻮ...ﭼﻮﻥ ﺩﻧﯿﺎ ﺍﻭﻧﻘﺪ ﺑﺰﺭﮔﻪ ﮎ ﺩﯾﮕﻪ ﭘﯿﺪﺍﺵ ﻧﻤﯿﮑﻨﯽاین است بازی روزگار
    دیدن مطلب
    گفتند عینک سیاهت را بردار...دنیا پر از زیبایی هاست...!عینک را برداشتم...وحشت کردم از هیاهوی رنگ ها...گفتم :عینکم را بدهید...میخوام به دنیای یکرنگ پناه ببرم...!عشق گفت: بیا مرا بر دیده ات ...
    دیدن مطلب
    دانلود آهنگ طلوع از معین به همراه متن
    اشعار شهریار – شاهد دل
    گرگ عاشق
    باران یکیست
    ترانه‎های عاشقانه
    صدم غم هست اما همدمی نیست
    نامه
    تقصیر تو نیست
    اشعار فریدون مشیری – دست مرا بگیر
    ﺗﺮﺱ ﺑﺮﺍﻯ چه ؟
    بازی روزگار
    نور عشق

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *