دانلود جدیدترین آهنگ های ایرانی

دانلود موزیک های جدید ایرانی

کانال تلگرام ما ما را از طریق کانال دنبال کنید.
ای نام تو بهترین سر آغاز
سه شنبه ۳ مهر ۱۳۹۷
دانلود آهنگ جدید یغما گلرویی به نام شعر رهایی
یغما گلرویی - شهر رهایی
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دلت میاد
یوسف زمانی - دلت میاد
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام نامه
یوسف زمانی - نامه
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام گمشده
یوسف زمانی - گمشده
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی مرتضی پاشایی
یوسف زمانی - مرتضی پاشایی
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام وای دلم رفت
یوسف زمانی - وای دلم رفت
دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی به نام دلگیر نشو
یوسف زمانی - دلگیر نشو

اشعار فریدون مشیری – آی آدمها

دسته بندی : عاشقانه ها تاریخ : سه شنبه ۱۴ بهمن ۱۳۹۳

موج، می آمد، چون كوه و به ساحل می خورد !
از دل تیره امواج بلند آوا،
كه غریقی را در خویش فرو می برد،
و غریوش را با مشت فرو می كشت،
نعره ای خسته و خونین ، بشریت را،
به كمك می طلبید :
– « آی آدمها …
آی آدمها … »
ما شنیدیم و به یاری نشتابیدیم !
به خیالی كه قضا،
به گمانی كه قدر، بر سر آن خسته ، گذاری بكند !
« دستی از غیب برون آید و كاری بكند »
هیچ یك حتی از جای نجنبیدیم !
آستین ها را بالا نزدیم
دست آن غرقه در امواج بلا را نگرفتیم،
تا از آن مهلكه – شاید – برهانیمش،
به كناری برسانیمش ! ..
موج، می آمد، چون كوه و به ساحل می ریخت .
با غریوی،
كه به خاموشی می پیوست .
با غریقی كه در آن ورطه، به كف ها، به هوا
چنگ می زد، می آویخت …
ما نمی دانستیم
این كه در چنبر گرداب، گرفتار شده است ،
این نگونبخت كه اینگونه نگونسار شده است ،
این منم،
این تو،
آن همسایه،
آن انسان!
این مائیم !
ما،
همان جمع پراكنده،
همان تنها،
آن تنها هائیم !
همه خاموش نشستیم و تماشا كردیم .
آن صدا، اما خاموش نشد .
– « … آی آدم ها … »
« آی آدم ها … »
آن صدا، هرگز خاموش نخواهد شد ،
آن صدا، در همه جا دائم، در پرواز است !
تا به دنیا دلی از هول ستم می لرزد،
خاطری آشفته ست،
دیده ای گریان است،
هر كجا دست نیاز بشری هست دراز؛
آن صدا در همه آفاق طنین انداز ست .
آه، اگر با دل وجان، گوش كنیم،
آه اگر وسوسه نان را، یك لحظه فراموش كنیم،
« آی آدم ها » را
در همه جا می شنویم .
در پی آن همه خون، كه بر این خاك چكید،
ننگ مان باد این جان !
شرم مان باد این نان !
ما نشستیم و تماشا كردیم !
در شب تار جهان
در گذركاهی، تا این حد ظلمانی و توفانی !
در دل این همه آشوب و پریشانی
این از پای فرو می افتد،
این كه بردار نگونسار شده ست،
این كه با مرگ درافتاده است،
این هزاران وهزاران كه فرو افتادند؛
این منم،
این تو،
آن همسایه !
آن انسان،
این مائیم .
ما،
همان جمع پراكنده، همان تنها،
آن تنها هائیم !
اینهمه موج بلا در همه جا می بینیم،
« آی آدم ها » را می شنویم،
نیك می دانیم،
دستی از غیب نخواهد آمد
هیچ یك حتی یكبار نمی گوئیم
با ستمكاری نادانی، اینگونه مدارا نكنیم
آستین ها را بالا بزنیم
دست در دست هم از پهنه آفاق برانیمش
مهربانی را،
دانائی را،
بر بلندای جهان،
بنشانیمش … !
– « آی آدم ها … !
موج می آید … »

چه امتیازی می دهید؟
5 / 0
[ 0 رای ]
302 views مشاهده
دیدگاه کاربران انتشار یافته : 0 - در انتظار بررسی : 5
    • دیدگاه ارسال شده توسط شما ، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
    • دیدگاهی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با مطلب باشد منتشر نخواهد شد.



دسته بندی