گفتگوی غنچه و گل

بدون دیدگاه

گفتگوی غنچه و گل

غنچه با دل گرفته گفت :
زندگی لب زخنده بستن است
گوشه ای درون خود نشستن است
گل به خنده گفت:
زندگی شکفتن است
با زبان سبز راز گفتن است
گفتگوی غنچه و گل از درون با غچه باز هم به گوش می رسد
تو چه فکر می کنی
کدام یک درست گفته اند
من فکر می کنم گل به راز زندگی اشاره کرده است
هر چه باشد او گل است
گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است!
(قیصر امین پور)

دانـــــلود

مشخصات

  • 1 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
    سراپا اگر زرد و پژمرده‌ايمولي دل به پاييز نسپرده‌ايمچو گلدان خالي، لب پنجرهپر از خاطرات ترك خورده‌ايماگر داغ دل بود، ما ديده‌ايماگر خون دل بود، ما خورده‌ايماگر دل دليل است، ...
    دیدن مطلب
    قطره باران
    قطره باراني مستدر سحري سبزبركف صورتي دستمايستاده بر پليميان دو تنهاييخيابان زير پلسرگيجه اي از اغتشاشتهوعي از هول و هراسكاغذ پاره هايي رقصان در بادباد ابرها را بردباران شد تماممن ...
    دیدن مطلب
    سراپا اگر زرد و پژمرده‌ایم
    قطره باران

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *