وقتی از باور پروانه شدن سرشاریم

بدون دیدگاه

اشعار عاشقانه

وقتی از باور پروانه شدن سرشاریم
دل به تاریکی این پیله چرا بسپاریم؟

سنگ باشیم ولی در تن کوهی مغرور
دست از دشمنی آینه ها برداریم

بعد از این بین سکوت من و لبخند شما
رازهایی که شنیدیم نگه می داریم

تا اگر از غم پاییز پریشان بودیم
دست بر شانه ی دلتنگی هم بگذاریم

بین ما هرچه که عریان شده خاکستر ماست
ما که معشوقگی آتش و گندمزاریم

باد از کوچه ی بن بست خبر آورده
ما دوتا پنجره زندانی یک دیواریم

دانـــــلود

مشخصات

  • 0 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *