رفتن از باغ

بدون دیدگاه

 تو رفتی و همه ی باغ از تو خالی ماند
نشانه های قدومت به روی قالی ماند

وَ بعد از آن ، من ِ آشفته ماندم و یک دل
دلی که بی تو هدر رفت و آن حوالی ماند

بدون تو به کدامین جهات خیره شوم ؟
بدون تو نه جنوبی و نه شمالی ماند

تمام سهم ِ من از آن وداع آخر بــود :
« چرا ؟ » ، « چگونه ؟ » ؛ که از جمله ی سؤالی ماند

خدا کند برساند خبر به گوشت باد
که بعد ِ رفتن تو ، باغ در چه حالی ماند !!!

دانـــــلود

مشخصات

  • 0 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

برچسب ها

دیدگاه های شما

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *