اشعار شهریار – داغ لاله

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - داغ لاله

اشعار شهریار – داغ لاله

بیداد رفت لاله بر باد رفته را
یا رب خزان چه بود بهار شکفته را
هر لاله ای که از دل این خاکدان دمید
نو کرد داغ ماتم یاران رفته را
جز در صفای اشک دلم وا نمی شود
باران به دامن است هوای گرفته را
وای ای مه دو هفته چه جای محاق بود
آخر محاق نیست که ماه دو هفته را
برخیز لاله بند گلوبند خود بتاب
آورده ام به دیده گهرهای سفته را
ای کاش ناله های چو من بلبلی حزین
بیدار کردی آن گل در خاک خفته را
گر سوزد استخوان جوانان شگفت نیست
تب موم سازد آهن و پولاد تفته را
یارب چها به سینه این خاکدان در است
کس نیست واقف اینهمه راز نهفته را
راه عدم نرفت کس از رهروان خاک
چون رفت خواهی اینهمه راه نرفته را
لب دوخت هر کرا که بدو راز گفت دهر
تا باز نشنود ز کس این راز گفته را
لعلی نسفت کلک در افشان شهریار
در رشته چون کشم در و لعل نسفته را

دانـــــلود

مشخصات

  • 195 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    اشعار شهریار – حراج عشق
    چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردمچرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در توبه خود ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – عشق جاودان
    به مرگ چاره نجستم که در جهان مانمبه عشق زنده شدم تا که جاودان مانمچو مردم از تن و جان وارهاندم از زندانبه عشق زنده شوم جاودان به جان مانمبه ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – یوسف گم گشته
    یا رب آن یوسف گم گشته به من بازرسانتا طربخانه کنی بیت حزن بازرسانای خدایی که به یعقوب رساندی یوسفاین زمان یوسف من نیز به من بازرسانرونقی بی گل خندان ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – غزل نغز
    نوشتم این غزل نغز با سواد دو دیدهکه بلکه رام غزل گردی ای غزال رمیدهسیاهی شب هجر و امید صبح سعادتسپید کرد مرا دیده تا دمید سپیدهندیده خیر جوانی غم ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – پری چهره
    ای پری چهره که آهنگ کلیسا داریسینه مریم و سیمای مسیحا داریگرد رخسار تو روح القدس آید به طوافچو تو ترسابچه آهنگ کلیسا داریآشیان در سر زلف تو کند طایر ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – لاله سیراب
    لبت تا در شکفتن لاله سیراب را مانددلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماندگهی کز روزن چشمم فرو تابد جمال توبه شبهای دل تاریک من مهتاب را ماندخزان خواهیم شد ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – اشک شوق
    دیر آمدی که دست ز دامن ندارمتجان مژده داده ام که چوجان در برارمتتا شویمت از آن گل عارض غبار راهابری شدم ز شوق که اشگی ببارمتعمری دلم به سینه ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – شمشیر شعله
    چو آفتاب به شمشیر شعله برخیزدسپاه شب به هزیمت چو دود بگریزدعروس خاوری از پرده برنیامده چرخهمه جواهر انجم به پای او ریزدبجز زمرد رخشنده ستاره صبحکه طوق سازد و ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – ماهم آمد به در خانه
    ماهم آمد به در خانه و در خانه نبودمخانه گوئی به سرم ریخت چو این قصه شنودمآن که می خواست برویم در دولت بگشایدبا که گویم که در خانه به ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – اشک ندامت
    گربه پیرانه سرم بخت جوانی به سر آیداز در آشتیم آن مه بی مهر درآیدآمد از تاب و تبم جان به لب ای کاش که جانانبا دم عیسویم ایندم آخر ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – هفتاد سالگی
    سنین عمر به هفتاد میرسد ما راخدای من که به فریاد میرسد ما راگرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودنددگر چه فایده از یاد میرسد ما راحدیث قصه سهراب و ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – چشم انتظار
    تا کی در انتظار گذاری به زاریمباز آی بعد از اینهمه چشم انتظاریمدیشب به یاد زلف تو در پرده های سازجان سوز بود شرح سیه روزگاریمبس شکوه کردم از دل ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – حراج عشق
    اشعار شهریار – عشق جاودان
    اشعار شهریار – یوسف گم گشته
    اشعار شهریار – غزل نغز
    اشعار شهریار – پری چهره
    اشعار شهریار – لاله سیراب
    اشعار شهریار – اشک شوق
    اشعار شهریار – شمشیر شعله
    اشعار شهریار – ماهم آمد به در خانه
    اشعار شهریار – اشک ندامت
    اشعار شهریار – هفتاد سالگی
    اشعار شهریار – چشم انتظار

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *