اشعار شهریار – هفتاد سالگی

بدون دیدگاه
اشعار شهریار - هفتاد سالگی

اشعار شهریار – هفتاد سالگی

سنین عمر به هفتاد میرسد ما را
خدای من که به فریاد میرسد ما را
گرفتم آنکه جهانی به یاد ما بودند
دگر چه فایده از یاد میرسد ما را
حدیث قصه سهراب و نوشداروی او
فسانه نیست کز اجداد میرسد ما را
اگر که دجله پر از قایق نجات شود
پس از خرابی بغداد میرسد ما را
به چاه گور دگر منعکس شود فریاد
چه جای داد که بیداد میرسد ما را
تو شهریار علی گو که در کشاکش حشر
علی و آل به امداد میرسد ما را

دانـــــلود

مشخصات

  • 210 views

جعبه مطالب پیشنهادی ما

    اشعار شهریار – پریشان روزگار
    زلف او برده قرار خاطر از من یادگاریمن هم از آن زلف دارم یادگاری بیقراریروزگاری دست در زلف پریشان توام بودحالیا پامالم از دست پریشان روزگاریچشم پروین فلک از آفتابی ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – رند و خراب
    اگر چه رند و خراب و گدای خانه به دوشمگدائی در عشقت به سلطنت نفروشماگر چه چهره به پشت هزار پرده بپوشیتوئی که چشمه نوشی من از تو چشم نپوشمچو ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – باقی
    رفتی و در دل هنوزم حسرت دیدار باقیحسرت عهد و وداعم با دل و دلدار باقیعقده بود اشکم به دل تا بیخبر رفتی ولیکنباز شد وقتی نوشتی یار باقی کار ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – تسکین ماه
    امشب ای ماه به درد دل من تسکینیآخر ای ماه تو همدرد من مسکینیکاهش جان تو من دارم و من می دانمکه تو از دوری خورشید چها می بینیتو هم ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – چراغ روحانی
    خلوتم چراغان کن ای چراغ روحانیای ز چشمه نوشت چشم و دل چراغانیسرفرازی جاوید در کلاه درویشی استتا فرو نیارد کس سر به تاج سلطانیتا به کوی میخانه ایستاده ام ...
    دیدن مطلب
    خراب میخانه
    گر چه مستیم و خرابیم چو شب‌های دگرباز كن ساقی مجلس سر مینای دگرامشبی را كه در آنیم غنیمت شمریمشاید ای جان نرسیدیم به فردای دگرعهد کردم که دگر می ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – یاد آشنا
    چه شد که بار دگر یاد آشنا کردیچه شد که شیوه بیگانگی رها کردیبه قهر رفتن و جور و جفا شعار تو بودچه شد که بر سر مهر آمدی وفا ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – شاخ گل
    ای شاخ گل که در پی گلچین دوانیماین نیست مزد رنج من و باغبانیمپروردمت به ناز که بنشینمت به پایای گل چرا به خاک سیه می نشانیمدریاب دست من که ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – لاله سیراب
    لبت تا در شکفتن لاله سیراب را مانددلم در بیقراری چشمه مهتاب را ماندگهی کز روزن چشمم فرو تابد جمال توبه شبهای دل تاریک من مهتاب را ماندخزان خواهیم شد ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – سه تار من
    نالد به حال زار من امشب سه تار مناین مایه تسلی شب های تار منای دل ز دوستان وفادار روزگارجز ساز من نبود کسی سازگار مندر گوشه غمی که فراموش ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – قول و غزل
    منم که شعر و تغزل پناهگاه من استچنانکه قول و غزل نیز در پناه من استصفای گلشن دلها به ابر و باران نیستکه این وظیفه محول به اشک و آه ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – قناعت
    تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهییک عمر قناعت نتوان کرد الهیدیریست که چون هاله همه دور تو گردمچون بازشوم از سرت ای مه به نگاهیبر هر دری ای ...
    دیدن مطلب
    اشعار شهریار – پریشان روزگار
    اشعار شهریار – رند و خراب
    اشعار شهریار – باقی
    اشعار شهریار – تسکین ماه
    اشعار شهریار – چراغ روحانی
    خراب میخانه
    اشعار شهریار – یاد آشنا
    اشعار شهریار – شاخ گل
    اشعار شهریار – لاله سیراب
    اشعار شهریار – سه تار من
    اشعار شهریار – قول و غزل
    اشعار شهریار – قناعت

برچسب ها

دیدگاه های شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *